ضیافت
همه چیز مهیا شده بود. خانه ای غرق در خاموشی. نوای گوشخراش موسیقی متال و یک شات از آن زهرماری. یک شاهرگ و یک تیغ.
میزبان میدانست که در ضیافت تیغ و شاهرگ همیشه تیغ است که حرف آخر را می زند...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۹ فروردین ۱۳۸۶ ساعت 3:35 توسط آرمان
|
پا به هستی گذاشته ایم که بخندیم یا بگرییم؟ این مرگ است که بر ما سایه افکنده یا حیاتی است دوباره؟