چونان بادبادکی ام
بازیچه ی دستان کودکی بازیگوش
نخم را رها کن خدای خویش خواه کوچک !
دلم لک زده بر باد روم ...
+ نوشته شده در شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۹ ساعت 16:31 توسط آرمان
|
چونان بادبادکی ام
بازیچه ی دستان کودکی بازیگوش
نخم را رها کن خدای خویش خواه کوچک !
دلم لک زده بر باد روم ...
پا به هستی گذاشته ایم که بخندیم یا بگرییم؟ این مرگ است که بر ما سایه افکنده یا حیاتی است دوباره؟