چندی قبل در وبلاگ عصیان(نیما اکبرپور) مطلبی در توضیح حرکت "فلش موب" خوندم که برام خیلی جالب بود. فلش موب نوع جدیدی از اعتراض است که در آن گروهی از مردم به طور ناگهانی در یک مکان عمومی گردهم می آیند و برای زمان کوتاهی حرکتی غیرعادی را انجام می دهند و سپس به سرعت متفرق می شوند. همچنین این حرکت می تواند توسط تعداد زیادی از مردم که کار بخصوصی را در مکان های مختلف ولی بصورت همزمان انجام می دهند رخ دهد . از مشخصات بارز «فلاش موب» انجام حرکات نمادين بدون سر دادن شعار است.

به دلیل عجیب بودن این حرکت ،بازتاب خبری آن می تواند موجب جلب توجه اذهان عمومی به موضوع مورد نظر شده و سبب شود که شرکت کنندگان به هدف خود برسند. یکی از نمونه های موفق فلش موب در ناآرامی های سال 2005 فرانسه اتفاق افتاد که توسط تلفن های همراه طرح ریزی شد. در یکی دیگر از نمونه های موفق فلش موب در تورنتو مردم برای چند دقیقه در خیابان جمع شده و همدیگر رو با بالشت می زدند یا در نمونه ای دیگر در نیوکاسل شرکت کنندگان برای لحظاتی مانند مجسمه خشک شدند و سپس با حرکتی شبیه قطار بازی خودمان به حرکت افتادند. بخاطر جدید بودن فلش موب و سرعت عمل مورد نیاز ، معمولاً هماهنگی و گسترش آن توسط اینترنت و تلفن همراه صورت می گیرد. حتی برای طرح ریزی این حرکت در نقاط مختلف دنیا، وب سایت فلش موب ساخته شده است. نوع طراحی و اجرای این حرکت برای من خیلی جالب بود. بهمین خاطر مدتی در جستجوی نمونه های آن در کشورهای غربی بودم. کلیپی که پایین نمایش داده می شود تصاویری از یک نمونه موفق فلش موب است که در نیوکاسل اجرا شده است.

همونطور که دیدید حرکت از ابتدا تا انتها بصورت بسیار منظم و هماهنگ اجرا شد و همه شرکت کنندگان با توجه به اهمیت موضوع و لزوم اجرای درست آن با دیگران همکاری کردند و کل ماجرا به خوبی به پایان رسید. در ایران نیز قرار بود که روز 30 دی ماه در اعتراض به افزایش تعرفه های تلفن همراه حرکتی صورت گیرد. به این صورت که همه ی دارندگان تلفت همراه برای مدت یک روز کامل گوشی های خود را خاموش کنند. نتیجه چه شد؟ گروهی از مردم اس ام اس دعوت به این همکاری را برای هم فرستادند اما در عمل هیچکس چنین کاری نکرد و قضیه ناتمام رها شد. این روزها هم بحث فیلم 300 و توهین به ایرانیان داغ است و در وبلاگستان همه جا بحث انجام حرکتی هماهنگ برای اعتراض به پخش این فیلم است. اما تا چه حد در این زمینه موفق خواهیم بود؟ به نظر شخص من در فرهنگ یک ایرانی انجام کار گروهی و هماهنگ به این صورت جایی ندارد. ما همیشه دنبال این هستیم که خودمان را نشان بدهیم. یکه تاز ِ میدان باشیم و همه ی چشم ها را طرف خودمان جلب کنیم. بهمین خاطر اکثر اوقات مصالح عمومی را فدای نفع شخصی خودمان می کنیم. یا در بهترین حالت می گوییم: "اصلاً به من چه؟ بقیه حتماً کاری خواهند کرد.."

به نظر شما اینطور نیست؟ آیا ما تغییر کردیم؟ آیا مفهوم کار گروهی و نتیجه گیری دسته جمعی وارد ذهن ما شده؟ کمی منتظر بمانید تا ببینیم...