پرت و پلا
امروز سرشار از زندگی ام با همه تلخی و ملال آوریش...
هنوز نتونستم به این سوال جواب بدم که آیا حالات عاطفی درون ما معلول رخدادهای جهان پیرامون ماست یا برعکس رخدادهای محیط اطراف بازتاب حالات درونی ما؟
نمیدونم چرا این جمله ی "جسد هنوز نفس می کشید" اینقدر برام جالبه؟
ایکاش تو زندگی یه روزایی مثل روز "حذف و اضافه" در دانشگاه ها وجود داشت. اونوقت میرفتم سراغ کارنامه اعمالم. تمام کارهای بیهوده و آزار دهنده خودم رو حذف می کردم و کارهای خوبی رو که میخواستم اما انجام ندادم رو اضافه میکردم. جهت اطمینان هم از نسخه نهایی کارنامه ام یک پرینت می گرفتم تا بعداْ حرفی باقی نمونه!!!
واقعاْ به این نکته رسیدم که در زندگی دردهایی وجود داره که مثل خوره به جون آدم میفته و دهن آدمو سرویس می کنه.
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۵ ساعت 13:46 توسط آرمان
|
پا به هستی گذاشته ایم که بخندیم یا بگرییم؟ این مرگ است که بر ما سایه افکنده یا حیاتی است دوباره؟