ساناز...
ساناز تنهام نذار...
بی انصاف من تحملشو ندارم.
ساناز من دیگه طاقت دوریتو ندارم، بخدا اگه نباشی مرگ رو انتخاب می کنم...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۹ ساعت 19:36 توسط آرمان
|
پا به هستی گذاشته ایم که بخندیم یا بگرییم؟ این مرگ است که بر ما سایه افکنده یا حیاتی است دوباره؟