امروز مشغول خوندن آرشیو وبلاگ مطرود بودم. لحن خاص و جالبی داره. واقعاْ از خوندن بعضی پست هاش لذت بردم. چند تاشو اینجا میارم:

  • "هر انقلابی تا وقتی انقلابیست که پیروز نشده باشد". این حرف را یک روز چه‏‏گوارا در کوهستان‏های بولیوی به من گفت، وقتی که از او پرسیدم چرا هیچ انقلابی را تا پایان همراهی نمی‏کند.
  • مردم می‏میرند به همین سادگی و تو هرگز نمی‏توانی باور کنی کسی را که دوست داری یک روز از دست می‏دهی.
    برای همین است که من خودخواهی می‏کنم و دوست دارم زودتر از او بمیرم.
    به کسی نگوئید امّا از تنها ماندن می‏ترسم.
  • عشق با اصول ریاضی و فلسفه قابل تعریف نیست، عشق تنها با قانون عشق تعریف می‏شود.
    عشق از نظر من هم‏آغوشی زن فاحشه‏ی همسایه‏ام با شوهر مریضش بود، صبح‏ها که خسته از آغوش شهوت مردان زن‏دار می‏آمد.
  • آدم‏ها هر روز می‏‏میرند، ظرف می‏شورن، زمین می‏شورن و وقتی لحظه‏ی رفتن می‏رسه از خودشون می‏پرسن که زندگی همش همین بود؟( برگرفته از متن فیلمنامه ی "محبوب میلیون دلاری")
  • وقتی فکر می‏کنی جواب همه‏ی مجهولات رو می‏دونی، می‏بینی که پرسش‏ها می‏تونه تغییر کنه.
    When you think you have all the answers to the questions in your life, the questions change
  •  یادت می‏آید تو همیشه دنبال فلسفه‏ی والنتاین بودی و ریشه‏ی شرقی‏اش را می‏خواستی، من امّا همیشه ساده‏تر از فلسفه‏هایت بودم.
    من تنها دنبال فرصت کوچکی بودم که به تو ابراز عشق کنم، شرقی و غربی‏اش برایم فرقی نداشت...