انگار نه انگار كه يه روز خاطره هامون يكي بود
قول و قرارمون يكي، حال و هوامون يكي بود
هنوز گل هاي پشت قاب، رو طاقچه ي اتاقمه
عطر حضور تو ولي تو لحظه هاي من كمه...
داره از قبیله ی ما یکی یکی کم میشه
هر چی دوست داشتم و دارم راهی عدم میشه
هر چی دوست داشتم و دارم راهی عدم میشه....
مثل ابرای زمستون دلم از غصه پره
شیشه ی نازک دل منتظر تلنگره
"تنها چیزی که نیاز داریم تا زنده بمونیم، اینه که یه نفر واقعاً عاشقمون باشه و تو منو داری، برای همیشه"
قسمتی از نامه پنلوپه به دزموند
سریال لاست، فصل 2 قسمت 24
زمان دست تو افتاده
تماشا کن
سکوت تو عجب عمقی به شب داده
تمام خونه پر میشه
از این تصویر رویایی
تماشا کن، تماشا کن
چه بیرحمانه زیبایی...
می توان گل را زیرپا له کرد. اما بوی عطر آن در فضا را نمی توان کشت.
ولتر
